درمان ترس کودکان -لیلا بازگیر

1- شیوه حساسیت زدایی نظامدار: در این شیوه چندین موقعیت ترس آور که شدت ترس از آنها به تدریج افزایش می یابد ، فراهم می شود ، سپس از شخص می خواهند که این ترس آور را یکی پس از دیگری نظاره کند .در این موقع مشاهدات وی  با تنش و آرامش یا واکنشهای دیگری که با ترس توافقی نداشته باشد ، همراه می شود تا بتواند ترس آورترین صحنه را به راحتی مشاهده نماید.این روش در کاستن ترسهای بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما استفاده از این روش برای کودکان هنوز هم حمایت کامل به عمل نیامده است .

2- شیوه ی مدل سازی :هر چند به نظر می رسد مشاهده ی یک مدل واحد ، در کاستن از ترس مؤثر باشد اما مشاهده مدلهای چندگانه و استفاده از محرکهای ترس آور گوناگون ، احتمالاً به کارایی روش می افزاید .

مدل سازی همراه  ( مدل سازی و شرکت در برنامه ) روش دیگری از مدل سازی است . در این روش کودک ترسو ضمن مشاهده ی صحنه ی ترسناک که با پیشروی تدریجی همراه است سرانجام به مدل می پیوندد . مثلاً برای درمان کودکانی که از آب می ترسیدند فیلمی را به آنها نشان دادند،  که در آن سه پسر بچه همسال  (  مدلها  )  که از آب می ترسیدند به انجام کارهایی مانند شرکت در امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهای داخل فیلم در انتها بر ترس خود غلبه می کردند ، یعنی به تدریج در طول فیلم ترس آنها کاهش می یافت و فیلم سرانجام نشان می داد که آنها با شادی در استخر مشغول بازی هستند . بلافاصله پس از مشاهده ی فیلم ، پژوهشگران کودکان را در یک مرحله ای ده دقیقه ای شرکت در برنامه به استخر می بردند و کودکان را تشویق می کردند تا به فعالیت هایی بپردازند که در آزمون شنا معمول است .این شیوه یکی از شیوه های درمانی مؤثر شناخته شده است .

3- شیوه ی شناختی درمانی  :برخی از پژوهشگران برای درمان ترس کودکان به مطالعه ی تأثیر باورها و شناخت پرداخته اند و کار این پژوهشگران با موفقیت همراه بوده است .کودکانی را که از تنها بودن در یک اتاق تاریک به مدت سه دقیقه هراس داشتند به سه گروه شایستگی ، محرک و کنترل تقسیم کردند . پژوهشگر کودک تنها را به داخل اتاق تاریک می برد . اتاق مجهز به دستگاه تنظیم جریان برق بود و کودک را قادر می ساخت روشنایی اتاق را تنظیم کند . کودک همچنین می توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلی هر زمان که بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترک و برای آنکه بداند کودک چه مدت می تواند تاریکی را تحمل کند ، زمان خروجش از اتاق را ثبت می کرد . به دنبال این پیش آزمون ، به کودکانی که در وضعیت شایستگی  جای گرفتند آموخته شد تا جمله هایی مانند  من پسر ( یا دختر ) شجاعی هستم  ، من می توانم مراقب خودم باشم  را با خود تکرار کنند و به کودکان گروه  محرک  جمله هایی مانندبودن در تاریکی تفریح خوبی است، آموزش داده شد . منظور از آموزش چنین جمله هایی این بود که نیروی بالقوه ی ترس از تاریکی در آنان کم شود . به آنهایی که در گروه  کنترل  بودند ، جملات نامربوطی مانند : علی یک بره داردآموخته شد . در آزمون نهایی که بلافاصله پس از کارورزی انجام شد ، کودکانی که تکرار جمله های  شایستگی  را آموخته بودند ، بهبودی نشان دادند . این بهبودی نشان داد که در برخورد با محرک ترس آفرین ، برخی تعدیل ها صورت    گرفته است .

/ 0 نظر / 8 بازدید