بررسی سرقت

انواع سرقت :

با توجه به تعاریفی که در ادبیات و قوانین موضوعه از سرقت وجود دارد ، برای اینکه عملی به عنوان سرقت شناخته شود ، فعل و فاعل آن باید از نظر قانونی ، روانی و مادی ، برخوردار از ویژگی های خاصی باشند در صورت وجود هر کدام از این موارد عمل انجام گرفته سرقت نیست و قواعد دیگری درباره آن اجرا می شود. در نظام جزایی فعلی ایران ، برابر مواد مختلف قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 و 1375 و نیز برخی مقررات متفرقه دیگر  که برخی نیز مصوب سال های قبل از انقلاب می باشند ، می توان براساس کیفر اختصاص یافته به سرقت، سه نوع سرقت را از یکدیگر تفکیک کرد :

الف) راهزنی یاقطع طریق

ب ) سرقت مستوجب حد

ج ) سرقت مستوجب تعزیر

البته می توان تقسیم انواع سرقت را به گونه دیگری نیز ارائه نمود و آن را به طور کلی به دو دسته سرقت ساده و مشدد تقسیم کرد. در چنین تقسیم بندی ، سرقت مستوجب حد راهزنی، و برخی از انواع سرقت های تعزیری همراه با کیفیات مشدده در دسته بندی دوم ( یعنی مشدد) قرار می گیرند و صرفاً اعمالی که مشمول عناوین مندرج در موارد 657 یا 661 قانون مجازات اسلامی بخش مجازات های تعزیری و بازدارنده مصوب 1375 قرار می گیرند سرقت ساده تلقی می شوند مانند: جیب بری و کیف زنی که هیچ یک از شرایط مندرج در مواد دیگر را نداشته باشد . البته برخی انواع خاص سرقت نیز وجود دارد که در قوانین خاص قبل یا بعد از انقلاب پیش بینی شده اند و می توان آنها را براساس کیفیت ارتکاب در یکی از دسته بندی های فوق جای داد یا آنها را به گونه دیگری تقسیم بندی کرد. مانند سرقت کوپن کالاهای اساسی موضوع مواد 1و4 قانون منع خرید و فروش کوپن کالاهای اساسی مصوب 1367 ، سرقت اسلحه و مهمات و سایر لوازم نظامی موضوع مواد 92 ، 88 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مصوب 1382 و سرقت مسلحانه از بانک و صرافی ها یا جواهر فروشی ها ، موضوع « ماده واحده قانون تشدید مجازات سرقت مسلحانه » مصوب 1338 ، سرقت نو شتجات از اماکن دولتی ( موضوع مواد 46-544 قانون مجازات اسلامی بخش مجازات های تعزیری و بازدارنده مصوب 1375 ) سرقت از موزه ها و . . . که تحت حفاظت یا نظارت دولتی است ( موضوع ماده 559 قانون مذکور ). این مواد و سایر مواد قانونی مربوط به سرقت در اصطلاح حقوقی ، عنصر قانونی جرم سرقت در ایران را تشکیل می دهند از جهت عنصر مادی بر پایه تعاریف حقوقی ، در انتساب عملی به عنوان سرقت ، حتماً باید مالی که متعلق به فرد دیگری است مخفیانه یا آشکار ، برخلاف میل و رضایت او ، توسط فرد دیگری از یک مکان به مکانی دیگر انتقال داده شود و از تصرف و تصاحب او بیرون آورده شود. بنابراین ، ابتدا ربودن ( ربایش ) که تصاحب مال فرد دیگری است مطرح است ( عنصر مادی جرم سرقت ). در مرحله ی بعد موضوع جرم و سرقت که از نظر حقوق ایران ، بنابر تعریف سرقت در ماده 197 قانون مجازات اسلامی ، باید « مال » باشد. مال ربوده شده باید متعلق به فردی دیگری باشد تا بتوان آن را سرقت نامید و عامل اساسی دیگری در وقوع جرم نقل مکان و حرکت دادن مال از محلی به محل دیگر است . به عبارتی عنصر مادی سرقت در حقوق جزایی ایران ربودن و تصاحب است و نیز تصاحب باید جنبه عینی داشته باشد به شکلی که با حقوق مالک در تعارض باشد علاوه براین از نظر حقوق جزا ، صرف انجام رفتار مجرمانه که در قانون جرم شناخته می شود ، باعث مسئولیت کیفری نخواهد بود. چون رفتار مجرمانه باید براساس میل و اراده ی آگاهانه فرد مجرم صورت پذیرفته باشد . به عبارت دیگر عملی سرقت محسوب می شود که فرد خاطی ، ربایش را با سوء نیت و قصد دستیابی به نتیجه انجام بدهد و به نتیجه نیز برسد ، در غیر این صورت جرم تام واقع نشده و شروع به جرم محقق می شود ، این امر را عنصر معنوی یا روانی جرم می گویند 1. بنابراین در انجام هر جرمی سه رکن قانونی مادی و روانی یا معنوی یعنی نیت انجام عمل توسط فرد باید وجود داشته باشد . در حالت وجود این سه رکن در کنار یکدیگر است که یک عمل سرقت یا دزدی تلقی می گردد.

به طور کلی می توان گفت که در همه انواع سرقت با هر نوع تقسیم بندی لازم است یک عنصر مشترک از نظر حقوقی وجود داشته باشد تا بتوان از نظر حقوقی عمل سرقت را از غیر سرقت تشخیص داد. این عامل مشترک عبارت از فعل مثبت ربودن یا برداشتن پنهانی یا متقلبانه ( به معنی  سوء استفاده از جهل یا بی توجهی مالک ) مال متعلق به غیر توسط سارق است . بنابراین اگر جواهر فروشی یک قطعه طلا در اختیار مشتری قراردهد  تا پس از ملاحظه خریداری نماید ولی مشتری بدون پنهان کاری آن قطعه طلا را پس ندهد ، از نظر حقوقی مشمول عنوان سرقت نخواهد بود. یا اگر کسی مالی را به دیگری بسپارد تا پس از مدت معینی آن را مسترد دارد ولی امانت گیرنده از استرداد مال مورد امانت خود داری کند نمی توان او را سارق نامید بلکه این عمل خیانت در امانت است . یا اگر کسی با تبلیغات و چرب زبانی باعث شود تا دیگری مال خود را به وی بدهد چنین شخصی کلاهبردار است نه سارق . با توجه به مراتب ، به توضیح انواع سرقت به شرح ذیل خواهیم پرداخت :

الف ) راهزنی یا قطع طریق : طبق ماده 185 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 ، « سارق مسلح و قطاع الطرق هرگاه با اسلحه امنیت مردم یا جاده را برهم بزند و رعب و وحشت ایجاد کند محارب است » و مجازات محارب طبق ماده 190 همین قانون یکی از چهار مورد زیر است 1- قتل 2- آویختن به دار 3- اول قطع دست راست و سپس پای چپ 4- نفی بلد

آنچه این نوع سرقت را از سایر انواع متمایز می کند عنصر ایجاد رعب و وحشت است بنابراین ، اگر کسی حتی به صورت مسلحانه مرتکب سرقت شود ولی رعب و وحشت ایجاد نکند محارب محسوب نمی گردد ، یا اگر رعب و وحشت ایجاد کند ولی سرقت ننماید باز هم طبق این ماده قابل مجازات است . بنابراین بهتر می بود در این ماده بحثی از سرقت نمی شد. به هر حال چنانچه شخصی با توسل به هر وسیله ای اعم از اسلحه یا غیر آن بدون ایجاد رعب و وحشت دست به سرقت در مکانی بزند برابر ماده 653 قانون مجازات اسلامی ( بخش تعزیرات و مجازات های ، بازدارنده ) محکوم به سه سال تا پانزده سال حبس و شلاق تا 74 ضربه می گردد. (نقل از صفاری ، 1385 ص 29).

 

ب) سرقت مستوجب حد :

در ماده 197 قانون مجازات اسلامی آمده است (( سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به طور پنهانی )) و ماده 198 شرایط انجام آن را تشریح نموده است ، حین سرقت در صورتی مستوجب حد است که دارای کل شرایط زیر باشد (( شخصی غیر از پدر صاحب مال و در سال غیر قحطی ، در عین برخورداری از عقل و اراده ی آزاد با آگاهی به تعلق مال به مالک خصوصی دیگر ، عین مال به لرزش حد اقل 5/4 نخود طلای مسکوک که توسط صاحب آن در حرز مناسبی قرار گرفته ، با هتک حرز بیرون آورده و به عنوان سرقت به طور پنهانی برباید و مضطر نیز باشد )) کیفر یا حد این نوع سرقت برابر ماده 201 قانون مجازات اسلامی در مرتبه اول قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای انگشتان و در بار دوم قطع پای چپ از پایین بر آمدگی پا است . در مرتبه سوم ، چنین سارقی محکوم به حبس ابد می شود و در بار جهارم نیز اعدام می گردد .

البته اجرای کیفرهای بعدی منوط به اجرای کیفر در نوبت قبل و نیز وجود شرایط لازم برای سرقت مستوجب حد ونیر شرایط اجرای حد می باشد .

ج) سرقت تعزیری :

ماده 661 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 ، به تشریح سرقت تعزیری ساده پرداخته است: (( در مواردی که سرقت در برگیرنده هیچ کدام از موارد تشریح شده در موارد 651 تا 660 نباشد ، مجازات مرتکب حبس از سه ماه و یا یک روز تا دو سال و تا 74 ضربه شلاق خواهد بود )) .

سایر موارد سرقت را می توان به عنوان سرقت تعزیری همرا با کیفیت مشدد نامید . مانند اینکه دو نفر یا بیشتر به هنگام شب از دیوار وارد منزل کسی شده مرتکب سرقت شوند یا هنگام سرقت از اسلحه استفاده شود ، یا کسی مورد ضرب و شتم قرار گیرد . (نقل از صفاری ، 1385 ص 30 ) .

 

مفاهیم مشابه با سرقت

در فقه جزایی میان ربودنی که عنوان سرقت می گیرد با برخی از انواع دیگر ربایش تفاوت وجود دارد :

*کسی که مالی را به طور علنی و آشکار می رباید ، برای مثال کسانی که در کوچه و خیابان کیف یا وسایل افراد را به طور ناگهانی و غافلگیر کننده از دستشان خارج می کنند و می گریزند ، در فقه جزا سارق نیستند و به آنها مستلب گفته می شود1 .

*کسی که مالی را به طور پنهانی از غیر حرز می رباید و فرار می کند در فقه جزا ، مختلس است . مجازات آن به تشخیص حاکم شرع ، حبس کردن یا کتک زدن است .

*کسی که با حیله و تزویر یا جعل اسناد ، اموال مردم را تصاحب نماید و به عبارتی کلاهبرداری می کند محتال نامیده می شود و بر اساس قانون مجازات اسلامی باید تعزیر شود .

*کسی که با ترفند و بیهوش نمودن دیگری ، مال او را برباید ، مینج است و در مورد مرتکبین به این گونه اعمال حد سارق و محارب اجرا نمی شود ، چون شرطهای سرقت و بودن در آنها موجود نیست .

* فردی که با تردستی از جیب و لباس تن فرد دیگری مالی بردارد ، حکم سرقت درباره او جاری نمی گردد و طرار است .

*چنانچه فردی اقدام به ربودن مال متعلق به دیگری نماید ، اما به دلیل وجود عوامل خارجی ، موفق به کسب نتیجه یعنی تصاحب و خارج کردن مال از تصرف مالک نشود، مرتکب شروع به سرقت شده است .

*استفاده کنندگان غیر مجاز از امکانات عمومی مثل گرفتن غیر مجاز برق از سیمهای متعلق به دولت یا مردم نیز مصداق سارق تلقی می شوند . ( نقل از صفاری ، 1385 ص 31 ) .

 

علل و انگیزه های سرقت :

 در بررسی علل و انگیزه های سرقت می توان از عوامل متعدد نام برد که چند نمونه آن به اختصار بدین شرح است :

1. عوامل ذهنی : مانند هوش کم یا زیاد ، استعدادهای فردی و نظایر آن .

2. سن : بی شک تقسیم بندی انواع سرقت بر حسب سارقان متعلق به گروههای سنی مختلف متفاوت است تا جایی که برای مثال می توان گفت بسیاری از آنچه بزرگسالان در رفتار کودکان (( دزدی )) می نامند ، از نظر روانشناسان کودک ممکن است صرفاً کنجکاوی باشد .

3. جنس : چون به طور معمول قدرت بدنی زن از مرد کمتر است یا به تعبیر زیست شناشان مرد بیش از زن قدرت تحرک دارد ، بنابراین موارد ارتکاب سرقت مخصوصا سرقت هایی که به طریقی با قدرت بدنی ارتباط دارد . بین دو جنس متفاوت خواهد بود . به عنوان مثال ، دختران بیشتر اشیاء کوچک را می ربایند و پسران غالباً وسایل الکتریکی و وسایل نقلیه         ( دوچرخه ، موتور سیکلت ، اتومبیل ) را به سرقت می برند .

4. وضعیت بدنی : زشتی و زیبایی ، نقص عضو و بلندی یا کوتاهی بیش از حد ممکن است از عوامل موثر در ارتکاب انحراف باشد ، گاه دیده شده که اشخاص تنومند و قوی پنجه که از تاثیر هیکل خویش آگاهی دارند برای خود حقی تصور می کنند . عکس آن هم صادق است . به این معنی که گدایی یا جیب بری در میان اشخاص ضعیف الجثه بیشتر دیده می شود

اما آنچه بیش از همه در این پدیده تاثیر دارد ، عوامل روانی ، عاطفی و اجتماعی اقتصادی است هرچند به یک تعبیر ظریف تر می توان عوامل دیگر و از جمله چهار مورد فوق را نیز متاثر از این عوامل دانست .

 

علل و انگیزه های روانی عاطفی سرقت

علل و انگیزه های روانی- عاطفی سرقت را می توان به شرح زیر بر شمرد :

1. فقر عاطفی : فقر عاطفی از عوامل فردی سرقت است . کودکانی که از اختلالات عاطفی شدید رنج می برند، معمولاً در خانواده هایی رشد یافته اند که در اثر طلاق از هم پاشیده شده یا والدین تربیت مناسبی را  برای فرزندان در نظر نگرفته اند . مرگ یکی از والدین و تبعیض بین فرزندان حالتهایی چون انزوا طلبی ، افسردگی واختلالات رفتاری در کودکان به وجود می آورد واین عوامل به نوبه خود ارتکاب جرم را تسهیل می کند . رابرت مرتن1 در نظریه بی هنجاری خود می گوید که افراد هر جامعه یک سلسله هدفهای پذیرفته شده فرهنگی را دنبال می کنند که برای نیل به آنها به یک سلسله ابزار ووسایل نیاز دارند . هنگامی که افراد به شیوه های مشروع از رسیدن به هدفها یا وسایل حاصل به آن هدفها مایوس شوند به نوآوری ، یا طغیان و شورش دست می زنند ، ( دوب ، 1988ص 165 نقل از ستوده 1381 ص 155 ) زیرا وقتی در جامعه ای بر هدفها بیش از حد تکیه شود ووسایل رسیدن به این هدفها نادیده انگاشته گردد وقوع سرقت قابل پیش بینی است ، چون سرقت نوعی نو آوری در رسیدن به هدف تلقی می شود .

 2. ناکامی : ناکامی یا محرومیت اصطلاحی است که در زمینه شکست در ارضای تمایلات به کار می رود مراد از آن عدم امکان نیل به هدف است . دولارد و دوب2 معتقدند که شیوع فراوان سرقت و دیگر تبهکاریها در میان گروههای فقیر تر و افزایش آن در دوران سختی و تنگدستی را باید واکنشی در برابر ناکامی دانست ( کلاین برگ ، 1342 ص 449 همان منبع ) .

3. حسادت : حسد آرزوی زوال نعمت برای دیگران است . گاه فرد با توجه به امکان دستیابی به موقعیت و منزلت دیگران رشک و حسد می برد و چون نمی تواند به مانند صاحبان اموال مالک آنها گردد دست به دزدی می زند ، پریچارد1 می گوید تمایل به دزدی یکی از خصوصیات جنون اخلاقی است و گاه هم اگر تنها خصوصیت آن نباشد بارزترین آنهاست .

4.  تجربه های دوران کودکی : حوادث تلخ دوران کودکی ممکن است از فرد  شخصیتی جامعه ستیز بسازد که در بزرگسالی او را به اعمال ضد اجتماعی سوق دهد ، چنین فردی دارای کجرویهای چندی است و از جمله از اذیت و آزار دیگران و نیز سرقت اموال آنها لذت می برد ، زیرا وقتی دست به چنین کاری می زند ، گمان می کند انتقام خود را از دنیای بی رحم گرفته است .

5. احساس ناامنی : وضعیت مغشوش خانواده ، ستیز و . . . اختلاف بین پدر و مادر و رفتار خشونت آمیز والدین از علل مهمی است که نوجوانان را دچار نگرانی و نا امنی کرده و در خود فرو می برد و به کناره گیری از دیگران به ویژه پدر و مادر می کشاند . جوان در چنین شرایطی روابط خود را با والدین گسسته ، گاه در نتیجه فشار یا خواست درونی ناچار می شود برای ارضای نیاز های مادی و معنوی خود یا برای انتقام گرفتن از والدین به خاطرمحدودیتها و سختگیریهای نابجای آنها دست به سرقت بزند .

6. پرخاشگری : رفتاری است که پیامد های متعددی دارد و از جمله موجب خسارت و زیان فرد به فرد یا افراد دیگر می شود . خسارت و زیان می تواند جسمی یا روانی باشد . پرخاشگری یک نوع واکنش روانی است . فرد به وسیله پرخاش و اعمال ضد اجتماعی می خواهد نا کامی خویش را جبران کند وقتی شخصی همه راههای پیشرفت را به روی خود مسدود می بیند و از ارضای نیاز های عاطفی و روانی و مادی خود باز می ماند ، در برخی از موارد سعی می کند با اتخاذ روشها و شیوه های مختلف به تحریک دیگران یاحمله به آنها بپردازد یا با غارتگری و تباه کردن اموال دیگران به احساس رضایت موقت دسترسی پیدا کند

7. خودنمایی : برخی از جوانان برای نشان دادن (( کله شقی )) و جرأت حادثه جویی که برای آنها بسیار ارزشمند است به بزهکاری روی می آورند و ظاهراً مصرف مواد مخدر یا دست زدن به سرقت برای یک جوان او را در چشم همگنا

/ 1 نظر / 97 بازدید
عباسی کارشناس مشاوره

مرسی خانم بازگیر ازمطالب جالبتون منتظر مقالات بعدیتون هستم