کمال گرایی دانش آموزان - سیروس مرادی زاده

نقش والدین در رشد شخصیت کمال گرا :

هاما چک (1978) نیز از جمله کسانی بود که به رشد سبک شخصیتی کمال گرایی آن هم درقالب دو بعد تاکید نمود. او اظهار می دارد: کمال گرایی عصبی یا روان نژاندانه  ( نگرانی زیاد در مورد ارتکاب اشتباهات و ترس از قضاوت های منفی دیگران)، حاصل تجارب دوره کودکی می باشد. این کودکان دارای والدین غیر تایید کننده و یا گاهی تایید کننده می باشند که علاقه شان به کودک بستگی به عملکرد کودک دارد. والدین کمال گرا بیش از حد انتقاد می کنند، سخت گیر هستند و عموما کمتر حامی فرزندان خود می باشند.

هاماچک معتقد است عدم تایید  و یا تایید شرطی والدین عامل بروز کمال گرایی در کودکان  می باشد . کودکان نمی توانند مفهومی از یک عملکرد به اندازه کافی و خوب، را ایجاد و درک کنند . عملکرد آنها بیش از حد ارزیابی می شود که به بهای از دست دادن صمیمیت و مهربانی است . آن ها باید همواره بی نقص باشند تا تقاضای والدین را برآورده سازند و از انتقاد دور باشند. فرد کمال گرا به تلاش خود ادامه می دهد تا اینکه تایید والدین را کسب نماید، " اگر من کمی بیشتر تلاش کنم ، اگر کمی بهتر انجام وظیفه نمایم و اگر کاملتر باشم والدینم مرا دوست خواهند داشت " همگام با این نظریات بارو ومور (1983) به توصیف چهار وضعیت که منجر به تکامل تفکر کمال گرا می شود پرداختند .

الف) والدین آشکارا عیب جو و پرتوقع.

ب) مضامینی از انتقاد در انتظارات و استانداردهای والدین .

 ج) فقدان معیارها و استانداردها .

د) شکل دهی کمال گرایی از طریق رفتارهای والدین کمال گرا .

ترکیب این مدل های کمال گرایی ، تقاضا  و انتظارات افراطی توسط والدین کمال گرا ، کودکان را تشویق به کمال طلب شدن می کند.

نحوه غلبه بر تفکر کمال گرا :

چهار ویژگی ، اضطراب را بوجود می آورد: کمال گرایی ، نیاز شدید به تایید، نادیده گرفتن نشانه های فیزیکی و روان شناختی استرس و نیاز شدید به کنترل.  فرد می تواند بوسیله غلبه بر این ویژگی ها اضطراب خود را کنترل کند .

مردم وقتی که انتظارات غیرمعقولانه بالایی دارند و زمانی که بیشتر وقت خود را صرف غصه خوردن درباره عیوب کوچک و اشتباهات جزیی می کنند  مضطرب می شوند . در این صورت امکان آرامش داشتن و لذت بردن از زندگی مشکل خواهد بود . افراد می توانند از طریق نکته های زیر دورنمایی از کمال گرایی خود را مشاهده نمایند :

1) اگر فرد خود ارزشمندی به دست آمده را به دلیل فضائل خود بداند و سهم اساسی در پیشرفت ها را به دلیل عزت نفس خودتلقی کند ، این باعث می شود که به سوی هدف های واقعی پیش رود.

2) شناختن و غلبه کردن بر سبک های تفکر کمال گرا .

الف) تلاش کنید جملات زیر را با خود زمزمه نکنید :

من باید اشتباه نکنم .

من باید بتوانم کارها را درست انجام دهم

من مطلقا نمی توانم آن را انجام دهم

- حدی وجود ندارد حتی در تلاش کردن

ب) در عوض جملات زیر را تکرار کنید :

- من می توانم این کار را بهتر انجام دهم

- من از اشتباهاتم درس می گیرم 

-لازم است این بدبختی را در قدم های کوچک از بین ببرم .

3) نباید اشتباه کوچک را بزرگ کنید . چرا باید فشارهای روانی غیرضروری را تحمل کنید

4) روی جنبه های مثبت تمرکز کنید . وقتی دچار اضطراب های غیر ضروری می شوید یک روش مناسب برای اینکه توجه خود را از افکار منفی تغییر دهید ، تمرکز روی جنبه های مثبت است .

5) کار کردن روی هدف های واقعی . هدف های شما باید به اندازه کافی بالا ، جالب و چالش انگیز باشند اما نه آن قدر بالا که نتوانید به آن ها برسید . شما می توانید هدف ها را اصلاح کنید .

6) بعضی اوقات شوخی کنید . اگر شما در بعضی چیزها باید کمال گرا باشید ، حداقل در همه موارد کمال گرا نباشید .

7) یک رویکرد تسلط مدار در زندگی اتخاذ کنید . این روش می تواند در فرایند مواجه شدن بدون نگرانی با چالش ها و پیامد های آن مناسب باشد (کلی انیک 1998).

/ 0 نظر / 49 بازدید