1-   چرا نمی توانی مثل فلانی باشی .

مقایسه کردن تنها باعث افزایش حسادت بین فرزندان می شود، اگر بچه ای با خواهر یا برادرش و یا بچه دیگری مقایسه شود، ممکن است از او متنفر شود. به جای مقایسه کردن بچه ها، برای فرزند خود دقیقاً مشخص کنید که از او چه می خواهید ، اتاق تمیز؟ میز تمیز ؟ آن قسمت از رفتار بچه را که دوست دارید تغییر کند دقیقاً مشخص کنید.

برای دیدن کامل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 

 

 


٢-چرا مثل بچه های کوچک رفتار  می کنی.

فرزند شما در یک رستوران شیک مثل یک بچه چهار ساله رفتار می کند. شما خجالت می کشید و به او گوشزد می کنید که چرا مثل بچه های کوچک رفتار می کند. نتیجه این کار چه می شود؟ به بچه توهین شده و او حالا با تمام نفرت تمام نمک را از داخل نمکدان بیرون می پاشد. به جای ناراحت کردن بچه سعی کنید شرایطی را بوجود آورید که بتوانید فرزندتان را آن طور که می خواهید تغییر دهید. نسبت به رفتار فرزندان به طور غیر مستقیم  واکنش نشان دهید. مثلا می توانید بگویید: من می دانم که تو دوست داری قبل از رفتن به رختخواب تلویزیون تماشا کنی و من نمی خواهم که این فرصت را از تو بگیرم، اما اگر رفتارت را تغییر ندهی ، نمی توانی تلویزیون تماشا کنی. با این حرف بچه متوجه می شود که ممکن است آن چیزی که دوست دارد را از دست بدهد.

3- چرا تو اینقدر کثیف و نامرتب هستی.

فرزندتان لباسهای تمیز و مرتبی پوشیده است اما درست یک ساعت بعد با یک پیراهن کثیف و شلوار پاره و موهای به هم ریخته جلوی شما حاضر می شود. انتقاد کردن از بچه زمینه را برای کشمکش فراهم می کند. ممکن است والدین سوال کنند، پس ما برای کنترل فرزندمان چه باید انجام دهیم؟ روانشناسان به این سوال اینطور پاسخ می دهند: وقتی بچه می خواهد با دوستانش بیرون برود هر لباس را که می خواهد بپوشد. اما اگر با شما برای شام یا مهمانی بیرون می آید، نمی تواند هر لباسی را که دوست دارد بپوشد فرزند شما باید یاد بگیرد که در موقعیت های مختلف چه لباسی بپوشد.

4- تو بامزه ترین ، قشنگ ترین و پر زورترین بچه دنیا هستی.

حتی یک لقب مثبت بیجا ممکن است باعث شود که بچه محدود شده و مانع از این شود که او خودش را واقعاً آنطور که هست ببیند و بشناسد. به عنوان مثال اگر بگوییم ، تو از همه بچه ها باهوش تر هستی ، ممکن است باعث شود او احساس کند، هیچ وقت شکست نمی خورد اگر به بچه لقب ریاضی دان بدهیم، ممکن است باعث سرکوب شدن احساسات هنری شود که فرزندتان از آنها لذت می برد. از آگاهی خود نسبت به استعدادهای فرزندتان برای تشویق و پیشرفت او استفاده کنید نه اینکه بر چسب شخصیتی روی او بزنید.

5-  تو چقدر احمق هستی.

یکی از هدفهای اصلی در تربیت فرزند ایجاد اعتماد به نفس در بچه است. عبارتی مثل « تو چقدر احمقی» به شخصیت بچه آسیب می رساند، به جای چنین عباراتی ، برای بهبود رفتار فرزندتان سعی کنید حرفهای تقویت کننده و مثبت به زبان بیاورید.

6-  بعضی اوقات آرزو می کنم که کاش اصلاً بچه نداشتم!

آنچه فرزند شما از عبارت فوق می فهمد این است! « تو بی ارزشی و من تو را نمی خواهم». بچه این حرف را در دل خود نگه می دارد و حتی تا موقع بزرگسالی این حرف را به یاد خواهد داشت. می توانید به بچه بگویید: « من تو را خیلی دوست دارم اما الان خیلی گرفتارم»

 

7- خفه شو !

این عبارت باعث می شد که بچه احساس کند شما هیچ علاقه ای به شنیدن نظر او ندارید و کم کم به این نتیجه می رسد که او فردی است که نمی تواند در مورد هیچ موضوعی پیشنهاد بدهد.

8- این کار را انجام بده و گرنه...

تهدیدهای تو خالی نهایتاً منجر به از دست رفتن قدرت شما خواهد شد. این حرفها باعث می شود که بچه به رفتار بد خود ادامه دهد تا ببیند که شما می خواهید چکار کنید.

9-  اگر الان با من نیایی ، دیگر با تو هیچ کاری ندارم و برای همیشه کنارت می گذارم.

هیچ وقت بچه ها را به ترک کردن آنها نترسانید. والدین باید پناهگاه امن باشند ، تا از آنجا بچه ها بتوانند وارد دنیا شوند. در غیر اینصورت آنها از نظر رفتاری به انسانهایی وابسته و بدون اعتماد به نفس تبدیل می شوند.

یک قانون مهم را به یاد داشته باشید. « همیشه کاری کنید که بچه ها بفهمند دوستشان دارید.»

10-      مرا تنها بگذار

همه پدر و مادرها بعضی اوقات دوست دارند تنها باشند اما اگر با پرخاش از فرزند خود بخواهند که آنها را تنها بگذارد، بچه فکر می کند که او را دوست ندارند. زمانی که لازم است تنها باشید می توانید به بچه بگویید: « من تو را خیلی دوست دارم، اما الان خیلی گرفتارم». به بچه این فرصت را بدهید که بفهمد شما بعداً مدتی را با او می گذرانید. 

سیروس مرادی زاده

 روانشناس مرکز مشاوره