فقدان شادی و نشاط در زندگی افراد جامعه می تواند در بروز نا امیدی آنها موثر بوده و از طرفی در رشد عاطفی ، احساسی و اجتماعی این افراد تأخیر ایجاد می شود.

افسردگی ای که فرد با خود از محیط خانواده به اجتماع می آورد در نقش اجتماعی و وظایف شغلی ، تحصیلی و اجتماعی اش اثر گذاشته و با یک پیش زمینه ای از مشکلات روانی و رفتاری وارد جامعه می شود و چنین شخصی در مقابل آسیب های اجتماعی شکننده تر و آسیب پذیرتر می باشد.

این گونه افراد به علت عدم اعتماد به نفس و عدم آشنایی با مهارت های کنترل استرس از برقراری روابط عمیق و پایدار با دیگران ناتوان بوده وبه جای مقابله با استرس ها به شیوه ی مسأله گشایی بعضأ به صورت هیجانی ، یا اجتنابی و ناسازگارانه به عوامل فشار زا پاسخ داده و این سبک مقابله ای موجب بروز رفتارهای پرخطر ( اعتیاد ، خشونت و سایر مشکلات رفتاری – اجتماعی ) در آنها می گردد.

بنابراین سوق دادن افراد ، به خصوص دانش آموزان به سمت برنامه های ورزشی ، برقراری روابط عمیق با افراد سالم و انجام فعالیت های گروهی باعث تقویت نشاط و شادابی آنها شده ودر کاهش افسردگی و اضطراب مفید می باشد.

هم چنین افزایش شادی و امید در جامعه ، مدیریت هیجان ها و استرس ها ، آموزش راه های کسب شادی و آرامش به طور معقول ، رفع تنش و تشنج در محیط خانواده ، سوق دادن افراد به انجام فعالیتهای متناسب با استعداد و رغبت ها یشان تا حدود زیادی در کاهش افسردگی و به موازات آن در پیشگیری از بروز افسردگی و دلمردگی در جامعه بسیار موثر خواهد بود.