فرد سوگوار مراحل خاصی را طی می کند تا غم از دست دادن عزیزش را فراموش نماید. البته عکس العمل به مرگ با توجه به ویژگی های روحی هر فرد متفاوت است . اما مراحل عمومأ یکی است و شدت و ضعف آن فرق می کند

مرحله اول انکار است ، فرد شوکه شده و نمی خواهد بپذیرد چنین اتفاقی افتاده است

مرحله دوم فرد دچار خشم شده و نسبت به اطرافیانش و حتی نسبت به متوفی گلایه دارد و زمین و زمان را مقصر میداند.

مرحله سوم افسردگی و غمگینی است که به صورت شرایط لذت نبردن از زندگی پیش می آید . ( زندگی بی حاصل است .کاش زنده نبودم و این روز را نمی دیدم ).

مرحله آخر فرد با مرگ عزیزش سازگار شده و به زندگی عادی بر میگردد ، اما خاطرات تا ابد با او می ماند.

وقتی کودکی یکی از عزیزانش را از دست می دهد همه نگران این هستند که موضوع را چطور به او بگویند ؟ باید به کودک متناسب با سنش و این که در کدام مرحله رشد قرار دارد راجع به مرگ صحبت کرد.کودک زیر 6 سال از درک مفاهیم انتزاعی عاجز است ، اما پس از آن در سنین بالاتر مرگ به عنوان واقعیت زندگی درک می شود.

گفتن این که بابا ، مامان ، مادر بزرگ یا پدربزرگ به سفر رفته اند و برمی گردند اورا در انتظاری طولانی خواهد برد ، یا اینکه اونها رفتند پیش خدا و.... در عوض  به این واقعیت اشاره کنیدکه او دیگر برنمی گردد و فوت کرده ، ولی ما یک روز به او ملحق می شویم ، آن روز به خواست خداوند انجام می پذیرد. توضیحات بهتر است عینی باشد : کسی که مرده ، نمی خورد ، نمی خوابد و مادیگر اورا نمی بینیم.بهتر است در مراسم خاکسپاری کودک نباشد اما در مراسم سوگواری همراه بزرگترها حضور داشته  باشد