یکی از روش های داشتن تفکر مثبت این است که به توانمندی ها و تجربه های موفق گذشته خود توجه بیشتری داشته باشیم ؛ یعنی به جای دیدن نکته های منفی ، از نکات مثبت و توانایی هایمان آگاهی و شناخت بیشتری پیدا کنیم . روش دیگر ، ایجاد این احساس و فکر است که زندگی پر از فراز و نشیب های مختلف است . یک ناکامی یا رسیدن به یک بن بست در زندگی ، پایان راه آدمی نیست


باید به جای احساس درماندگی و تلخی در زندگی از روش تفکر خلاق استفاده کنیم و با خود بیندیشیم واقعا چرا ذهن ما برای حل مشکل ناامیدی و ناکامی را انتخاب   کرده است ؟

راه های دیگری وجود ندارد که مرا به شادکامی و خوشحالی برساند ؟

بایستی راه حل های موجود را بررسی و با توجه به توان خود همه آنها را بررسی کنیم ، چه بسا رسیدن به اولین موفقیت ، روزنه امیدی برای شاد زیستن باشد . وقتی فردی ناامیدی را از ساختار شخصیتی خود جدا بداند و آن را عامل بیماری تلقی کند . قطعا برای درمان آن بیماری می تواند قدم های مفیدی بر دارد .

راه دیگر شاد زیستن ارتباط و تعامل با افرادی است که به موفقیت هایی در زندگی خود رسیده اند . ارتباط با افرادی که به زندگی از دریچه ناامیدی و یاس نگاه می کنند سلامت روانی ما را به خطر می اندازد .

حساسیت های شخصی آفت شاد زیستن است ، هر چه حساسیتمان بیشتر باشد و همه چیزرا سخت بگیریم از زندگی لذت کمتری خواهیم برد .

با کاهش حساسیت و طبیعی تلقی کردن مشکلات و کمال گرا نبودن می توان آسودگی و خاطری آرام تر داشت .

افرادی که در گروه های مختلف مشارکت و حضور فعال دارند ، شادی را وارد سیستم روانی خود می کنند . مسافرت های کوتاه وبلند ، ورزش منظم ، پوشیدن لباس های نو با رنگ های شاد ، توجه به احساسات خود و تلاش برای رسیدن به موفقیت حتی اگر کم باشد ، باعث اعتماد به نفس و سلامت روانی افراد می شود .

خانواده ، کانون و محور دستیابی به شاد زیستن و داشتن سلامت روان است . هر چه شخص در خانواده آرامش بیشتری را تجربه کند ، احساس رضایت مندی بیشتری خواهد داشت .

دوری از تنش ها و اختلافات درون خانواده ، ایجاد فضای شاد از طریق نظر پرسیدن ، احترام به ارزش های افراد خانواده ، کمک خواستن در تصمیم گیری ، بزرگ جلوه ندادن مشکلات ، کمک به دیگران و مقایسه نکردن ، سرزنش نکردن و حضور افراد خانواده در مهمانی ها و مسافرت ها و خوردن حداقل یک وعده غذا در کنار هم می تواند شادی را در اساس و چار چوب خانواده وارد کند و باعث پرورش فرزندانی شاد شود و آرامش و شادی را به آنها ارزانی دارد .

اعضای خانواده باید مشکل فردی را که شاد نیست بپذیرند و به جای پیام های کلامی  تحقیر یا به کار بردن جمله هایی مانند (( خسته شدم )) او را وادار به فعالیت هایی می کنند که با کرختی و ناشادی در تضاد است . افراد ناشاد تمایلی برای حضور در جمع ندارد ، و لی اطرافیان باید شرایط جمع را طوری تغییر دهند که فرد غیر مستقیم برای حضور آن هدایت شود . باید چنین افرادی را در مسیر درمان شادی قرار داد و آنها را متوجه به موفقیت ها و آنچه دارند کرد .

گوش دادن به موسیقی های آرام بخش و شاد که فضایی شاد ایجاد میکند ، به جای آهنگ هایی با مضمون غم ، اندوه و هجران ، پوشیدن لباس های نو و با رنگ های شاد و صرف نظر کردن از خواندن و تماشای کتاب ها و فیلم هایی که احساس ناامیدی در آنها موج می زند و هر آنچه ممکن است خاطر را مکدر کند به شاد بودن و شاد ماندن کمک می کند

در ادبیات غنی و فرهنگ ناب اسلامی ما ، در روایات ، احادیث و آیات قرآن کریم هم در حالت سختی و نگرانی ما توصیه به نماز ، صبر و برد باری و ذکر و یاد خدا شده ایم تا بدین وسیله آرامش یافته و شادمان باشیم.