ویژگی های دانش آموزان کمال گرا :

الف) آن ها از اینکه مبادا مرتکب خطا شوند ، نگرانند.

ب) برای خود پیشرفت های بالاتری در نظر می گیرند به نحوی که هرگز از کار خود راضی نمی شوند

ج) در مقابل کیفیت کار خود ، اغلب مضطرب نگران یا ناکام هستند.

د) از شرکت در رقابت ها حتی اگر از توانایی خود مطمئن باشند خودداری می کنند.

همچنین فابون در توصیف افراد خلاق خاطرنشان می سازد ، افراد خلاق در رفتارهایشان بسیار جدی و کمال گرا هستند و تصور می کنند که دارای رسالت جهانی هستند .کمال گرایی آنها را به کناره گیری سوق داده و باعث می شود که مدرسه و یا دانشگاه را رها کنند . (بهروزی 1374).


نقش والدین در رشد شخصیت کمال گرا :

هاما چک (1978) نیز از جمله کسانی بود که به رشد سبک شخصیتی کمال گرایی آن هم درقالب دو بعد تاکید نمود. او اظهار می دارد: کمال گرایی عصبی یا روان نژاندانه  ( نگرانی زیاد در مورد ارتکاب اشتباهات و ترس از قضاوت های منفی دیگران)، حاصل تجارب دوره کودکی می باشد. این کودکان دارای والدین غیر تایید کننده و یا گاهی تایید کننده می باشند که علاقه شان به کودک بستگی به عملکرد کودک دارد. والدین کمال گرا بیش از حد انتقاد می کنند، سخت گیر هستند و عموما کمتر حامی فرزندان خود می باشند.

هاماچک معتقد است عدم تایید  و یا تایید شرطی والدین عامل بروز کمال گرایی در کودکان  می باشد . کودکان نمی توانند مفهومی از یک عملکرد به اندازه کافی و خوب، را ایجاد و درک کنند . عملکرد آنها بیش از حد ارزیابی می شود که به بهای از دست دادن صمیمیت و مهربانی است . آن ها باید همواره بی نقص باشند تا تقاضای والدین را برآورده سازند و از انتقاد دور باشند. فرد کمال گرا به تلاش خود ادامه می دهد تا اینکه تایید والدین را کسب نماید، " اگر من کمی بیشتر تلاش کنم ، اگر کمی بهتر انجام وظیفه نمایم و اگر کاملتر باشم والدینم مرا دوست خواهند داشت " همگام با این نظریات بارو ومور (1983) به توصیف چهار وضعیت که منجر به تکامل تفکر کمال گرا می شود پرداختند .

الف) والدین آشکارا عیب جو و پرتوقع.

ب) مضامینی از انتقاد در انتظارات و استانداردهای والدین .

 ج) فقدان معیارها و استانداردها .

د) شکل دهی کمال گرایی از طریق رفتارهای والدین کمال گرا .

ترکیب این مدل های کمال گرایی ، تقاضا  و انتظارات افراطی توسط والدین کمال گرا ، کودکان را تشویق به کمال طلب شدن می کند.

نحوه غلبه بر تفکر کمال گرا :

چهار ویژگی ، اضطراب را بوجود می آورد: کمال گرایی ، نیاز شدید به تایید، نادیده گرفتن نشانه های فیزیکی و روان شناختی استرس و نیاز شدید به کنترل.  فرد می تواند بوسیله غلبه بر این ویژگی ها اضطراب خود را کنترل کند .

مردم وقتی که انتظارات غیرمعقولانه بالایی دارند و زمانی که بیشتر وقت خود را صرف غصه خوردن درباره عیوب کوچک و اشتباهات جزیی می کنند  مضطرب می شوند . در این صورت امکان آرامش داشتن و لذت بردن از زندگی مشکل خواهد بود . افراد می توانند از طریق نکته های زیر دورنمایی از کمال گرایی خود را مشاهده نمایند :

1) اگر فرد خود ارزشمندی به دست آمده را به دلیل فضائل خود بداند و سهم اساسی در پیشرفت ها را به دلیل عزت نفس خودتلقی کند ، این باعث می شود که به سوی هدف های واقعی پیش رود.

2) شناختن و غلبه کردن بر سبک های تفکر کمال گرا .

الف) تلاش کنید جملات زیر را با خود زمزمه نکنید :

من باید اشتباه نکنم .

من باید بتوانم کارها را درست انجام دهم

من مطلقا نمی توانم آن را انجام دهم

- حدی وجود ندارد حتی در تلاش کردن

ب) در عوض جملات زیر را تکرار کنید :

- من می توانم این کار را بهتر انجام دهم

- من از اشتباهاتم درس می گیرم 

-لازم است این بدبختی را در قدم های کوچک از بین ببرم .

3) نباید اشتباه کوچک را بزرگ کنید . چرا باید فشارهای روانی غیرضروری را تحمل کنید

4) روی جنبه های مثبت تمرکز کنید . وقتی دچار اضطراب های غیر ضروری می شوید یک روش مناسب برای اینکه توجه خود را از افکار منفی تغییر دهید ، تمرکز روی جنبه های مثبت است .

5) کار کردن روی هدف های واقعی . هدف های شما باید به اندازه کافی بالا ، جالب و چالش انگیز باشند اما نه آن قدر بالا که نتوانید به آن ها برسید . شما می توانید هدف ها را اصلاح کنید .

6) بعضی اوقات شوخی کنید . اگر شما در بعضی چیزها باید کمال گرا باشید ، حداقل در همه موارد کمال گرا نباشید .

7) یک رویکرد تسلط مدار در زندگی اتخاذ کنید . این روش می تواند در فرایند مواجه شدن بدون نگرانی با چالش ها و پیامد های آن مناسب باشد (کلی انیک 1998).