از طرف والدین و مربیان این سؤال مطرح است که برای از بین بردن ترس در کودکان چه باید کرد؟ما در این جا سه شیوه از پر کاربردترین شیوه های درمان ترس را ارائه می دهیم .


1- شیوه حساسیت زدایی نظامدار: در این شیوه چندین موقعیت ترس آور که شدت ترس از آنها به تدریج افزایش می یابد ، فراهم می شود ، سپس از شخص می خواهند که این ترس آور را یکی پس از دیگری نظاره کند .در این موقع مشاهدات وی  با تنش و آرامش یا واکنشهای دیگری که با ترس توافقی نداشته باشد ، همراه می شود تا بتواند ترس آورترین صحنه را به راحتی مشاهده نماید.این روش در کاستن ترسهای بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما استفاده از این روش برای کودکان هنوز هم حمایت کامل به عمل نیامده است .

2- شیوه ی مدل سازی : هر چند به نظر می رسد مشاهده ی یک مدل واحد ، در کاستن از ترس مؤثر باشد اما مشاهده مدلهای چندگانه و استفاده از محرکهای ترس آور گوناگون ، احتمالاً به کارایی روش می افزاید .

مدل سازی همراه  ( مدل سازی و شرکت در برنامه ) روش دیگری از مدل سازی است . در این روش کودک ترسو ضمن مشاهده ی صحنه ی ترسناک که با پیشروی تدریجی همراه است سرانجام به مدل می پیوندد . مثلاً برای درمان کودکانی که از آب می ترسیدند فیلمی را به آنها نشان دادند،  که در آن سه پسر بچه همسال  (  مدلها  )  که از آب می ترسیدند به انجام کارهایی مانند شرکت در امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهای داخل فیلم در انتها بر ترس خود غلبه می کردند ، یعنی به تدریج در طول فیلم ترس آنها کاهش می یافت و فیلم سرانجام نشان می داد که آنها با شادی در استخر مشغول بازی هستند . بلافاصله پس از مشاهده ی فیلم ، پژوهشگران کودکان را در یک مرحله ای ده دقیقه ای شرکت در برنامه به استخر می بردند و کودکان را تشویق می کردند تا به فعالیت هایی بپردازند که در آزمون شنا معمول است .این شیوه یکی از شیوه های درمانی مؤثر شناخته شده است .

3- شیوه ی شناختی درمانی  : برخی از پژوهشگران برای درمان ترس کودکان به مطالعه ی تأثیر باورها و شناخت پرداخته اند و کار این پژوهشگران با موفقیت همراه بوده است .کودکانی را که از تنها بودن در یک اتاق تاریک به مدت سه دقیقه هراس داشتند به سه گروه شایستگی ، محرک و کنترل تقسیم کردند . پژوهشگر کودک تنها را به داخل اتاق تاریک می برد . اتاق مجهز به دستگاه تنظیم جریان برق بود و کودک را قادر می ساخت روشنایی اتاق را تنظیم کند . کودک همچنین می توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلی هر زمان که بخواهد پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترک و برای آنکه بداند کودک چه مدت می تواند تاریکی را تحمل کند ، زمان خروجش از اتاق را ثبت می کرد . به دنبال این پیش آزمون ، به کودکانی که در وضعیت شایستگی  جای گرفتند آموخته شد تا جمله هایی مانند  من پسر ( یا دختر ) شجاعی هستم  ، من می توانم مراقب خودم باشم  را با خود تکرار کنند و به کودکان گروه  محرک  جمله هایی مانندبودن در تاریکی تفریح خوبی است، آموزش داده شد . منظور از آموزش چنین جمله هایی این بود که نیروی بالقوه ی ترس از تاریکی در آنان کم شود . به آنهایی که در گروه  کنترل  بودند ، جملات نامربوطی مانند : علی یک بره داردآموخته شد . در آزمون نهایی که بلافاصله پس از کارورزی انجام شد ، کودکانی که تکرار جمله های  شایستگی  را آموخته بودند ، بهبودی نشان دادند . این بهبودی نشان داد که در برخورد با محرک ترس آفرین ، برخی تعدیل ها صورت    گرفته است .